خانه های مردم از دیوارهای شیشه ای ساخته شده است که تمام مدت توسط سربازانی کنترل می شود.

کسی که نیاز به کاغذ دارد باید از دولت اجازه بگیرد و توضیح دهد که کاغذ را به چه منظور می خواهد و پس از استفاده، آنها را به دولت تحویل دهد.

همه باید به هم لبخند بزنند و به دروغ به هم بگویند یکدیگر را دوست دارند و حتی در رابطه با جنس مخالف نیز همگی با هم مشترک باشند. تنهایی گناه است. کسانی که نمیتوانند به روی دیگران لبخند بزنند، مورد عمل جراحی قرار می­گیرند تا نقابی مصنوعی از لبخند بر چهره شان تعبیه شود.

رقابت کردن، سبقت گرفتن، برتری جستن و متفاوت بودن گناهیست نابخشودنی. فردیت و هویت مکروه است به طوری که عشق میان دو نفر مستوجب اینست که آنها را از هم جدا کرده و زیر نظر پزشکان و روانپزشکان مورد اصلاح قرار دهند.

***

آنچه گفته شد، فضای داستان "میرا" ست.

جامعه مورد بحث در "میرا" جامعه ای واقعی نیست، ولی علایم آن به شکلهای گوناگون در جوامع واقعی وجود دارد.

در قسمت ابتدایی این داستان کنترل و نظارت در تمام ابعاد جامعه و یکسان سازی افراد جامعه با لطافت و دقت بالایی و به شکل نمادین، استعاری و غیرواقعی توصیف می­شود. اما در قسمت دوم تاکید اصلی داستان بر یک بُعد است که همان عشق و رابطه جنسیست و کنترل آن توسط پزشکان و روانپزشکان صورت میگیرد. قسمت ابتدایی بسیار جذابتر است. قسمت دوم به دلیل تاکید بر یک بُعد خاص کمی خسته کننده بوده و به ویژه حالت نمادین و غیرواقعی گاهی افراطی آن در برخی موارد باعث دلزدگی مخاطب میشود.

این داستان هم از لحاظ نظارت و کنترلی که در جامعه به طور عام و بالاخص در مکانهای اصلاح افراد توسط روانپزشکان و پزشکان بر بدن و روان افراد اعمال میشود و هم از لحاظ کنترل روابط سکس در میان افراد و تنظیم آن، شباهت بسیاری با افکار جامعه شناس فرانسوی میشل فوکو دارد.

دو نکته دیگر که پیرامون "میرا" گفتنیست، یکی سانسور شدن قسمتهایی از داستان است که برخی خطوط یا پاراگرافها سفید هستند و دیگری نام داستان است که ترجمه لغت فرانسوی Mortelle به معنای "کشنده" است که با محتوای داستان نیز همخوانی دارد و کلمه "میرا" به معنی مردنی برای آن صحیح نیست.

 

پاورقی: "میرا" اثر کریستوفر فرانک و ترجمه لیلی گلستان است.