انتقاداتی بر خدمات مشاوره

کار اصلی مشاوره به نظر من میتواند شفاف تر کردن صورت مسئله، که خود نیمی از حل آنست و معرفی شیوه ای برای نظم بخشیدن به افکار پریشان و بهم ریخته باشد. اما شرایط مشاوره در حال حاضر به گونه ای نیست که این موارد را مهیا کند.

۱- بیشتر خدمات مشاوره تا آنجایی که من دیدم مبتنی بر یک سری کلیشه ها و جملات و برخوردهای تکراری است که روانشناسان آنها را در قبال بیماران یا دریافت کنندگان مشاوره با مشکلات مشابه ارائه میکنند. به نظر من مشکل هر فردی منحصربفرد است و روانشناس نیز باید به شیوه ای متفاوت با آنها برخورد کند.

۲- یه بحث دیگه بحث پول و هزینه مشاوره و زمانی است که برایش صرف میشود. متاسفانه سودجویی در تمام مشاغل و با توجه به شرایط اقتصادی، باعث شده که مشاوران در مدت مشاوره مرتب چشمشان به ساعت باشد و با توجه به زمان کم مشاوره که حدود ۳۰ دقیقه است، حتی زمان کافی برای مطرح شدن صورت مسئله وجود نداشته باشد. در حالیکه فروید در کتاب روانکاوی خود که ریشه روانشناسی جدید است، تاکید بر جلسات طولانی مدت و مکالمه های طولانی میکند.

۳- از لحاظ محتوای مشاوره فک میکنم به ویژه برخی از انواع آن مثل مشاوره با مصرف کنندگان مواد مخدر باید پیوند عمیقی با فلسفه داشته باشند. چون فک میکنم ریشه بیشتر مسائلی که افراد به خاطر آن به مراکز مشاوره مراجعه میکنند در جهان بینی، نگرش و فلسفه افراد است.

نحوه و محتوای خدمات مشاوره موضوع بسیار مهمی است مخصوصا با توجه به اینکه محصول فرهنگ ما نبوده و در نتیجه شاید بسیاری از مسائل بومی و نیازهای مردم خودمان در آن در نظر گرفته نشده باشد. من اطلاع از نحوه ارائه خدمات مشاوره در کشورها و شهرهای به غیر از تهران ندارم.

اما فک میکنم موضوع خدمات مشاوره نیاز به بررسی و انجام یک سری اصلاحات در شیوه و محتوای آن دارد.

 

هفته من ۶ روز است

یه روز فقط برای کوه

شاید بهتر باشه بگم هفته من یه روزه است!