يادداشتي بر كتاب "در تكاپوي معنا"- نوشته ترينا پالاس- برگردان طيبه زندي‌پور- نشر ميترا

اين كتاب جزو بهترين كتابهايي هست كه تا به حال خواندم. يك ويژگي خيلي مهمش اينست كه در عين داشتن محتواي قوي، حجم كمي دارد و به لحاظ ظاهري و صفحه‌بندي به هيچ وجه خسته كننده نيست. من اين كتاب را در مدت كمتر از يك ساعت تمام كردم.

 

كتاب ماجراي كساني هست كه به دنبال معناي زندگي ميگردند. يك عده‌اي زندگيشان در خوردن و خوابيدن خلاصه ميشود. يك عده‌اي وارد رقابتهاي سنگين و طاقت‌فرساي اجتماعي مي‌شوند، و عده‌اي ديگر هم در سكوت و خلوت مسير كمال درون را طي ميكنند.

 

شخصيت اصلي اين كتاب كِرم ابريشمي هست كه به دنبال معنا ميگردد و در واقع نماد انسانهاست. اين كرم در مسير خودش به توده‌اي از كرمها ميرسد كه از روي هم بالا ميروند تا به اوج برسند. اين "توده‌اي از كرمها" را هر كسي ميتواند با توجه به ديدگاهش تفسير كند، من فكر ميكنم اين توده همان تعاريف و انتظارات اجتماع هستند كه نه تنها تمام زندگي انسانها را به خود اختصاص ميدهد، بلكه باعث ميشوند آدمها گاهي از انسانهاي ديگر به عنوان پله‌اي براي رسيدن به اوج استفاده كنند.

 

كِرمها بدون اينكه بدانند آن بالا چيست، با تلاش و رنج بسيار مسير را طي مي‌كنند و تعدادي از آنها نيز در اين مسير كشته مي‌شوند. تنها عده كمي موفق مي‌شوند به بالاترين نقطه برسند و مهمترين اتفاقي كه در بالا ميفتد اينست كه كِرمها ميتوانند پروانه‌ها را از بالا تماشا كنند.

 

 

و در واقع پروانه‌شدن چيزي بود كه به شكل بالقوه در درون هر كِرمي وجود داشت و از آن غافل بودند.

 

تنها تعداد خيلي معدودي از كِرمها در خلوت خود، براي خودشان پيله‌اي مي‌بافند و دوران گذارشان از كِرم به پروانه را در پيله سپري مي‌كنند. و در نهايت با بالهاي خودشان نه تنها ميتوانند فراتر از بقيه كرمها پرواز كنند، بلكه با گرده‌افشاني، گلها را در آن سرزمين گسترش ميدهند.

 

البته اسم واقعي كتاب خيلي بهتر بود و محتواي كتاب را بيشتر ميرساند:

"Hope for the Flowers"